تبليغاتX
عمادده و دیگر هیچ

عمادده و دیگر هیچ

امان از وقتی که همه چی فراموشمون بشه یا که کم اهمیت یا که اصلاَ بی اهمیت بشه.

سخنی با شورا و مسئولین

با چند نفر از دوستان سرگرم گفتگو بوديم كه بحث جالبي عنوان شد، واقعا حيف بود بيان نشود:

با آمدن ارديبهشت 3 سال از روي كار آمدن  شوراي جديد ميگذرد ولي آيا شده تا كنون يك جلسه پرسش و پاسخ با حضور مسئولين روستا برگزار شود ؟

اگر واقعا خوب فكر كنيد مي بينيد كه فقط و فقط 2 بار آنهم در يكي از آنها آنقدر بحث زمين و خانه بود كه ديگر مجالي براي هرگونه سوال و طرح نكته و نظري نماند و يكي ديگر هم كه متوجه نشدم از طرف چه كسي و يا ارگاني برگزار شد كه در آن  مقرر گرديد اين جلسه هر ماهه برگزار گردد كه اگر اينچنين مي بود الان بايد شاهد 3 يا 4 جلسه از اين سلسله جلسات مي بوديم ̨ كه اينچنين نشد.

چرا شورا نبايد جلساتي در موقعيتهايي كه غالب دانشجويان و قشر جوان بنا به هر دليل كه اكثرا تعطيلات چند روزه است در روستا بسر مي برند را ترتيب دهد تا بتواند از نظرات و انتقادهاي سازنده اين گروه از جامعه نيز استفاد نمايد؟

البته در مورد دانشجويان اين نكته را مي توان بشكل ديگر نيز عنوان كرد:

چرا كميته دانشجويي كه داعيه فرهنگي و فعال بودن آن گوش فلك را كر مي كند نبايد جلساتي را ترتيب دهد كه دانشجويان روستا نشستي با مسئولين ده و بخش داشته باشند و بتوانند بصورت دو طرفه از پيشنهادات و انتقادهاي يكديگر مطلع شوند؟؟

جواب يكي از دوستان دانشجو جالب بود : آخرين جلسه كيته دانشجويي بر مي گردد به بيش از 18 ماه قبل كه . . . (بنا به دلايلي از درج بقيه نقل قول معذوريم.)

ولي همچين جلساتي چه با دانشجويان و چه با جوانان باعث انگيزه اي مي شود و جوانان متوجه می  شوند كه به آنها بها داده مي شود كه متاسفانه با اتفاقاتي كه در سطح روستا بوقوع می پیوندد جوي خلاف اين واقع است. بعنوان مثال :

در جلسات كميته فرهنگي شورا غالب مدعوين از سالخوردگان ومعتمدين بوده  بالاخص نزديكان اعضاي كميته و حالا اندك جواناني كه آنها هم باز خودي هستند.

يا اتفاقاتي كه براي نماينده تربيت بدني بخش افتاد و دخالتهايي كه در كار ايشان ميشد كه منجر به استعفاي ايشان شد ولي حال با گذشت نزديك به 4 ماه از آيا هيچ موقعيتي وجود نداشت تا از زحمات ايشان تقدير و تشكر كرد؟(بعقيده بنده اين بر مي گردد به روحيه مردم منطقه ما همانا غريبه نواز خود گريز)و از همه مهمتر با اعلام زیاد شدن ۵برابری بودجه تربیت بدنی بفکر بازگرداندن نماینده سخت کوش قبلی بود؟ یا حداقل نماینده دیگری که بتواند اوضاع را مدیریت کند بود؟ 

يا اتفاقاتي كه براي پزشك روستا افتاد كه از سوي افرادي معلوم الحال توهين و هتك حرمت صورت گرفت ̨ آيا شورا و دهياري و بخشداري و امام جمعه و مسئولين روستا و بخش بعنوان مدعي العموم نبايد وارد قضيه مي شدند؟

حتي خود مردم بايد وارد قضيه مي شدند ولي متاسفانه با وجود اين رفتارها نه جوانان دلگرم شده اند بلكه موجبات دلسردي آنان را هم فراهم كرده است.

با توجه به قرار گیری در هفته منابع طبیعی آیا نباید هر چه سریعتر فکری به حال پارک جنگلی کرد؟ پارکی که بیش از ۶سال از بقولی تاسیسش می گذرد.

نكته اي كه فكر كنم با وجود تكراري بودن ولي عنوانش خالي از لطف نيست اينكه در بروشوري كه در ارديبهشت 88 تحت عنوان «عملكرد شوراي اسلامي و دهياري» منشر شد جمله اي از قول آيت الله خامنه اي بود : {كارهايي را كه براي مردم مي كنيد را به آنها بگوييد تا مردم بدانند نظام جمهوري اسلامي براي آنها چه كرده است.} (كه اميدوارم جمله را درست نوشته باشم.) واين كار ميسر نمي شود مگر با جلسات متعدد و مستمر و رو در رو نه اينكه بعد از 2 سال با چاپ يك بروشور.

البته بنده با گفتن اين مطالب قصد زير سوال بردن عملكرد هيچ مسئول و قشر و گروهي را نداشته و ندارم و منكر كارهاي خوب و مثبت آنان نيستم و انجام هر كاري همراه با نقايص و عيبهايي است كه به عقيده من اگر رفع نشود سبب هبط عمل مي شود .

اميدوارم اگر در نوشتاري كه پيش روي شماست چيزي عنوان شده كه دوستان مي توانند آن را از طریق بخش نظرات تكميل يا تصحيح كنند يا از طريق بخش نظرات يا از طريق  رايانامه (ايميل) solamoo@yahoo.com  ما را در جريان قرار دهند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اسفند 1388ساعت 14:58  توسط یکی مثل تو  | 

...

سلام

با تشکر از دوستانی که با نظراتشون بنده را مورد لطف خوشون قرار دادند ولی باید عرض کنم هدف من این نیست که هر روز مطلب جدید بدم و آپ کنم ولی قول میدم در اسرع وقت با مطلب جدید و بدرد بخور خدمت برسم .

شرمنده خدا نگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم دی 1388ساعت 11:46  توسط یکی مثل تو  | 

سخنی با شما

با سلام

ضمن تشکر از عزیزانی که با نظرات خود باعث تکامل مطالب شده که این خود موید دلسوزی این عزیزان است.

در جواب جناب سلمان که در نظری خصوصی چنین فرموده اند:

(سایت خوبی داری و متشکرم که بفکر این زبون بسته سلمو افتادی . اما سایتی که نویسنده یا مسئولش برای مردم مشخص نيست آیا قابل اعتناست ؟ اگر مردم امین هستند که حق را تشخیص می دهند . قطعا سایت های با اسم و رسم مورد تایید قرار می گیرند و سخت حمایت می شوند و حق هم این است که حمایت شوند ولی سایت های بدون نام ناخواسته کمکی می شوند به دشمنان سلمو . یک دانشجو رشته کاریش مشخص است . موضوع کارش هم مشخص است . یک دانشجو با محک زدن خویش و با عملکردش می تواند همه وبلاگها را شیر کند . نمود یک وبلاگ با اسم نویسنده ان است . مسئوليت پذیر است و مردم را به مسئوليت پذیری دعوت میکند . سایت های بدون نام هم خود را ناخواسته مورد هجمه دیگران قرار می دهند و همه سبب ترویج سایت هایی می شوند که بدون نام دمار از میده و میدنیا بر آورند . شما دوست داری به مردم در زمینه ای خدمت کنی ولی بدون معرفی خویش در جاهای دیگری به مردم ستم میکنی و خود از آن غافلی . انوقت دیگر دیر است که برای رفع آن مشکل پیشنهادی بدهی . شما بعنوان یک دانشجو دیگران را یاری ده تا انها هم سایت بسازند و در امور میده نقادانه دفاع کنند و کمک کنند . این هنر یک دانشجو است . اگر از کلام من رنجیده خاطر گشتی بر من ببخش که میدانم قصد شما خیر است و قصد ما هم خیر و دگر هیچ .

موفقیت شما در خدمت به میده از خداوند سبحان خواهانم)

ولی دوستان عزیز باید توجه داشته باشند که بنا به فلسفه وجودی این وبلاگ بنده بنا به دلایلی ناچار به استفاده از نام مستعار و ناشناس باقی ماندن هستم که اگر مروری به مطالب قبل کنید می توانید دلایل را دریابید.

یک مورد دیگر که لازم بذکر است اینکه اصل بر این است:

 نگاه کنید چه میگویند نه اینکه چه کسی است که میگوید .

و اگر واقعا اینگونه باشد که شما گفتید باشد پس عقل و منطقی که خداوند به بندگانش عطا کرده به چه دردی میخورد ؟ شما با پیگیری حوادث و پیشنهادها و وقایع می توانید خود یک "سلمو" باشید.

در این مورد قضاوت با شما ولی بنده به رسالت خود ادامه داده و در هر موضوعی که نظرات خود را سازنده بدانم پرداخته  امید است که مفید فایده قرار گیرد و خداوندگار عالم به درون انسانها آگاهتر است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم آذر 1388ساعت 11:36  توسط یکی مثل تو  | 

سلمو و دیگر هیچ!!!!!

به نام خدا

در سالهای دور دور در محلي مشهور به "باغو" که گويا بازار بود و کاروانها در آنجا مطاع و کالاهاي خود را ارائه مي نمودند بر حسب اتفاق گياهي جوانه زد که اصلا در آن منطقه وجود نداشت بلکه زيستگاه اصلي گياه بنا به گفته آگاهان در هند و آن حوالي بود.

با گذشت  زمان اين گياه رفته رفته بزرگ و بزرگتر شد تا جايي که براي خود ابهتي داشت که در نزد مردم آن ناحيه به نماد استقامت و ايستادگي در برابر مشکلات شهره شد چون توانسته بود چندين سيل و طوفان را از پيش روي بردارد بعنوان مثال سيلهاي حدود نيمه اول دهه 70 که بدليل عدم هدايت درست آبرفتها، تبديل به سيل شده که در مسير خود از داخل روستا و منطقه فوق الذکر  عبور کرده که توانستند ريشه هاي اين درخت کهن را که مأمن و جايگاه جانداراني مانند: چندين نوع پرنده و خزنده بود را با مشکل مواجه کند وريشه هاي آن را از دل خاک تاحدودي بيرون بياورد ولي با کمک افرادي دلسوز مانند حاج عسکر انصاري باز ريشه هاي اين درخت با خاک پوشيده شد تا که مانند قبل محلي براي زندگي حيوانات و جانداران باشد.

همه اين مطالب تقريبا چکيده سرگذشت درخت "سلمو" بود.

اما اصل مطلب:

در حال عبور از خيابان در حال احداث شاه سيف الله قتال بودم که باصحنه اي عجيب مواجه شدم که گويا با بي توجهي ما امروزي ها احتمال آسيب رسيدن به اين اثر تاريخي مهم وجود دارد.درختي که براي اکثر افراد جامعه يادآور خاطراتي است و مي تواند بعنوان يکي از نمادهاي تاريخ چند صدساله ما قابل اهميت باشد .

همانطور که اکثر افراد مستحضرند کشورهايي نظير قطر، امارات  سعي در ساخت و ايجاد فضا و ساختمانهاي قديمي دارند! ولي ما خود با بي اهميتي به داشته ها خواهان زدن تيشه به ريشه تاريخ خود هستيم. آيا واقعا امکان ندارد که با انجام تغييراتي اندک مثلث بوجود آمده براثر سه راهي در کنار "سلمو" را چندمتر به سمت درخت منتقل کنيم تا که اين درخت گرانبها و تاريخي را از گزند جاده نجات داد؟ کما اينکه در شهري مثل رم ايتاليا، خيابان اصلي را که در مسير خود از قسمتي عبور مي کرد که ديواري تاريخي وجود داشت مسئولين آگاه به هويت و فرهنگ را بر آن داشت  خيابان مذکور ديوار تاريخي را دور زده و مستقيم عبور نکند . اين مربوط به پايتخت ايتاليا بود مگر ما از اين شهر بالاتريم؟؟ آيا نمي توان اولويت را به اثر تاريخي داد نه خياباني که خود کم پيچ و خم ندارد؟

چطور است که میتوان از عرض همین خیابان بنا به دلیلی کاملا بی اهمیت کم کرد ولی نمیتوان از این اثر کاملا تاریخی دفاع نمود؟؟

از دلایل عنوان شده توسط مسئولین میتوان به مشکل در دفع آبهای سطحی نام برد که مسلما می توان با اختصاص بودجه ای و مشاوره بامهندسین کار بلد این مهم را هم با موفقیت انجام داد کما اینکه بنده در زمان حیات مرحوم مهندس رحیمیان (رحمه الله)شخصا این مسئله را با ایشان در میان گذاشته و ایشان نیز صریحا تاکید داشتند که می توان این کار را کرد.

مي توان از تجربه ناموفق شهر خور در قطع کُنار تقريبا قديمي در مسير خيابان درس گرفت و پشيماني آنها را تکرار نکنيم.

اميد است که با در نظر گرفتن تمام جوانب تصميمي اتخاذ گردد ، که اين اثر تاريخي از گزند بدور بماند.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 18:18  توسط یکی مثل تو  | 

عید

سلام  هر چند دیره ولی بازم  عید سراسر خوبی فطر رو به همه مسلمین و عماددهی های سراسر جهان تبریک عرض می کنم.

 

 

شرمنده که تو این مدت نتونستم به روز کنم ولی سعی میکنم تکرار نشه ُ جا داره از همه عزیزانی که نظر دادن تشکر کنم . اون دوستی هم که آمادگیش رو برای همکاری اعلام کرده من آماده همکاری با ایشون و هر کسی که بخاد کمک کنه اعلام میکنم.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت 13:13  توسط یکی مثل تو  | 

واقعا که

سلام

امیدوارم که تا الان تونسته باشم کار مفیدی انجام داده باشیم ولی یه چیزی که میخواستم بگم اینه که واقعا تو میده خودمون جوابگویی به مسائل وجود نداره حالا ما نمیدونیم باید چکار کنیم تا یکی به ما بگه مسئول همچین اتفاقاتی در مدارس ما کیه؟؟

آخه مهمترین بخش این مشکلات هم مشخص نبودن مسئولی پاسخگو در این زمینه هست حالا اگه میدونین مسئول کیه بهش بگین یه جوری جواب مارو بده

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت 22:17  توسط یکی مثل تو  | 

هر دم از این . . .

در ابتدا جا دارد از اتفاقی که گويا قرار است در شهريور 88 توسط کميته فرهنگی اتفاق افتد تشکر کرد.

چرا که چند صباحی بود که ديگر از دانش آموزان در ملأ عام تقدیر و تشکر نشده بود و انجام اینکار خود باعث افزایش روحیه و حس رقابت بین این عزیزان شده و این در جهت نیل به هدف جامعه که داشتن جامعه ای با سطح سواد و فرهنگ بالا بسیار مفید و اساسی می باشد، اما جای سؤال است که مگر تلاش دانش آموزان ابتدایی و حتی پیش دبستانی کمتر از سایرین است که نباید از افراد حائز رتبه های برتر و ممتاز آنها تقدیر نمود؟

پیشنهاد می شود که از این عزیزان نیز تقدیر نمود تا که با انگیزه ای بالاتر و برتر به تلاش و کوشش خود ادامه دهند.

اما در ادامه مطلبی که در مورد تحصیل و مشکلات آن و ورود به دانشگاه داشتیم، اخیرا با خبر شدیم که دانش آموزان و دبیران و مدیر دبیرستان دست بدست هم داده و سعی در بهبود و ارتقاء رکورد ثبت شده توسط دانش آموزان خوری داشته اند [توضیح: چند وقت قبل بواسطه یکی از دوستان نشریه پیک مشتاقان خور که در آن در گزارشی نقل شده بود که در هنرستان خور از بین بیش از صد نفر فقط تعدادی انگشت شمار قبولی داده بود.] که تا اینجا که نتیجه ها مشخص شده است گویا گوی سبقت را از آنها ربوده اند.

آری شاید باورش سخت باشد ولی واقعیت دارد، کلاسی که 17نفر دانش آموز دارد در امتحانات نوبت دوم در یک درس با صفر در صد نمره بالای 10  و در مجموع و با جمع نمرات نوبت اول و نمرات مستمر با این نمرات تنها 2نفر یعنی تنها 76/11 درصد  موفق به پاس درس مورد نظر شدند ولی در درس دیگر در همین کلاس در درس دیگر در نوبت دوم تنها یک نفر موفق به پاس درس مورد نظر شده و یک نفر دیگر هم با نمرات مستمر و نوبت اول پاس شده، اینها یعنی اینکه 24/88 درصد این کلاس حداقل از دو درس افتاده و تجدید شده اند (و این تنها مشکل یک کلاس نبود،کلاس سوم که هنوز ابعاد این اتفاق معلوم نیست ولی کلاس اول نیز مانند دوم تجربی همگی دوچار این اپیدمی شده اند.) این در حالیست که نمرات نوبت همین دروس نیز دست کمی از الان ندارد و اینکه در آن موقع نیز آمار نمرات بالای 10 از تعداد انگشتان یک دست تجاوز نمیکرده است.

حتماً جالب است که بدانید هر دوی این دروس را یک دبیر تدریس میکرده است و از آن جالب تر اینکه این دروس در ابتدای سال بنام دبیری سند خورده ولی این دبیر بنا به مشکلاتی موفق به حضور و تدریس نشدند از این رو خواهرش را که دانشجو بوده (بنا به قولی پیام نور ) جانشین خود نموده که مورد قبول مدیر آن واحد آموزشی نیز قرار میگیرد.

یکی از دوستان در همین رابطه تعریف میکرد:یکی از خردسالان که از این واقعه عجیب اطلاع پیدا کرده بود رو کرد به یکی از این دانش آموزان و گفت:(تو که می گفتی من درسم خوب است پس چطور شد که دوتا تجدیدی آوردی؟!!!

شما جای این دانش آموز بودید چه جوابی داشتید تا به این سوال بدهید؟؟   نه، جدی چی جواب میدادید؟؟؟ آیا حرفی برای گفتن داشتید؟؟

متاسفانه این اتفاقات که بار اول هم نیست شاهد حوادثی از این دست هستیم اگر پیگیری نشود تبعات واقعا بدی برای جامعه دارد ، جامعه ای که در حال پیشرفت است و نیازمند قشر تحصیل کرده و دانشگاهی است آیا چنین اتفاقاتی را بر می تابد؟

البته چون معلمان سطح بالا و با دانش به تفصیل در مطلب قبل مورد اشاره قرار گرفته دیگر تکرار نمیکنیم چون می شود حدیث تکرار.

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت 12:5  توسط یکی مثل تو  | 

دلم گرفته

اه یه بار شد محض رضای خدا تو هم حرفای قشنگ قشنگ بزنی ؟ !

 

 

از من می خوای حرفای قشنگ بزنم ! آخه از کدوم قشنگی بگم ؟ از کدوم آدمای خوب بگم ؟

نه, نه, نه این که هیچ چیز قشنگی تو دنیا وجود نداشته باشه ها  نه, اما خب لااقل این چند وقته نه

خبرای سیاسی و دروغ و . . .

من اصلآ از اینا سر در نمی یارم .خوشم نمی یاد و خوشحالم که تو عوالم سیاست نیستم

اما

اما

اما همینجور هم که نمی شه بی تفاوت بود

اونم آدمی که صفحه ی تسلیت روزنامه ها رو به دقت می خونه و به اون آدما فکر می کنه

اونم آدمی که با شنیدن خبر سقوط هواپیما گریه می کنه

آدمی که وقتی می فهمه 6/1 آدمای دنیا گرسنه ان از خودش خجالت می کشه

آدمی که بچه های مریض رو همیشه یادش هست و اونایی رو که نیازمند محبتن

آدمی که دوست داره از یه 1000 تومنی دوست داره 900 تومنش رو خرج شادی دیگران کنه

آدمی که نذاشته اون کودکی رو که می خواسته همه ی دنیا خوب زندگی کنن در وجودش بمیره

 

 

اگر حرف بزنیم سیاسی می شیم و اگر حرف نزنیم بی تفاوت

سکوت همیشه علامت رضایت نیست

اما من همه ی پیامبران دنیا ,همه ی دوستای گلم رو دعوت می کنم به فکر کردن

و آگاهی از دریچه ی بازی که فقط مختص هر انسانیه به دور از حرفای دیگران

 و فقط بر اساس فطرت پاک انسان همون روحیه نابی که باهاش به دنیا اومدیم

حقیقت همون تفکر ماست فکر کنیم و از فکر کردن نترسیم

فکر ها و عقاید ما تنها دارایی واقعی انسانن که هیچ کس و هیچ چیز

 نمی تونه اونا رو از ما بگیره

فکر کنیم که دنیای هر کسی رو فکرش می سازه

 

 

 

آییین عشق بازی دنیا عوض شده است

یوسف عوض شده ست ,زلیخا عوض شده ست

 

سر همچنان به سجده فرو برده ام ولی

در عشق سال هاست که فتوا عوض شده ست

 

خو کن به قایقت که به ساحل نمی رسیم

خو کن که جای ساحل و دریا عوض شده ست

 

آن باوفا کبوتر جلدی که پر کشید

اکنون به خانه آمده, اما, عوض شده ست

 

حق داشتی مرا نشناسی, به هر طریق

من همچنان همانم و دنیا عوض شده ست

 

 

  

 

                          

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 11:40  توسط یکی مثل تو  | 

سر آغاز

هوالکريم

سلام

اصلا دوست نداشتم یه همچین وبی رو راه اندازی کنم ولی متاسفانه شرایط طوری پیش میره که ناچارا مجبور به طرح این مطالب شدم.

امیدواریم که شما دوست عزیز نیز با دادن نظرات و راهکارهای موثر خود بنده را در ادامه این راه کمک نموده تا با کمک هم بتوانیم جامعه ای آباد و پویا داشته باشیم.

 

دوستان عزیز توجه داشته باشید که این مطلب در  ۲۵/۷/۸۷ نوشته شده بنابراین در آغاز به جهت این معذرت می خوام.

با آغاز مهر و فصل برگ ريز که مصادف با بهار علم و دانش است ؛ همه ساله (سالهاي اخير) شاهد بروز مشکلاتی هستيم که دامنگير جامعه ماست همانگونه که امسال نيز چنين بود  که اين موضوع را در يک تقسيم بندي کلي مي توان به شرح زير بيان کرد:

¯ تعداد بسيار کم قبول شدگان در آزمون سراسري و موسسات آموزش عالي .

¯     قبولي در رشته هاي  اشباع شده و تکراري در سطح منطقه .

¯     و از همه بيشتر عدم موفقيت در عبور از سد کنکور .

همه ساله بدليل اهميت موضوع نيز حرف و حديثهايي بوجود مي آيد که بيشتر شامل راهکارهايي "نظري" مي باشد و البته جاي تشکر و قدرداني از مسئولين و دست اندر کاران امر تعليم و تربيت دارد ؛ ولي چه خوب است که اين راهکارهای "نظري" تا حدي بیشتر "عملي" شود تا بتوانيم در جهاني که تکنولوژي و علم حرف اول و آخر را ميزند و ما نيز که داعيه شهر شدن را داريم بتوانيم پابپاي تکنولوژي (در حد توانایي) پيشرفت کرده تا بتوانيم هر چه زودتر نيروهاي بومي را تربيت کنيم تا در صورت واگذاري ادارات و ارگانهاي دولتي و حتي خصوصي؛ نيروهاي مورد نياز آن ادارات و ارگانها را فراهم نموده که بيش از پيش براي جامعه خود مفيد باشند زيرا اکثر شما خوانندگان گرامي قبول داريد افراد بومي دلسوزانه تر تلاش مي کنند.

    شايد اين معضل را از چند طريق بتوان حل نمود که راه حل هايي در ادامه خواهد آمد . اميد است که شما خواننده گرامي نيز راه حلهاي مد نظر خود را در قسمت نظرات منعکس کرده تا با همفکري و مساعدت هم بتوانيم اين معضل را ريشه يابي و در مسير حل آن قدمي برداريم.

أ‌)   با يک برنامه ريزي دقيق و حساب شده مي توان سطح دبيرستانها و مدارس راهنمايي خود را و حتي دبستانها را به حدي بالا ببريم که با افزايش سطح علمي و دانش دانش آموزان ؛ از اين پس همه ساله علاوه بر قبولي در موسسات آموزش عالي و دانشگاهها ؛ شاهد حضور بيشتر دانش آموزان همشهري در مدارس نمونه دولتي و تيز هوشان در هر مقطعي باشيم ( که البته با وجود موانعي نظير کمبود سهميه و اشتراک آن با جاهايي ديگر، جا دارد که با رايزني مسئولان محترم مدارس و شوراي روستا و شوراي بخش با مسئولان شهرستان اين مشکل را حل نموده تا از اين پس شاهد سهميه مجزا جهت بخش صحراي باغ در مدارس نمونه دولتي باشيم.) که خود مي  تواند باعث افزايش روحيه و ايجاد جو رقابت در بين ساير دانش آموزان شده که به خودي خود باعث ارتقاي سطح علمي آنها مي گردد.

از ديگر عوامل موثر در ترغيب دانش آموزان به علم و دانش مي توان به اين نکات اشاره نمود:

1) ايجاد رقابت درسي بين دانش آموزان و همچنين در نظر گرفتن سطحی برای هر دانش آموز از سوي اولياء دانش آموز  و نهادهاي فرهنگي و اهداي جوايزي به دانش آموزان در صورت رسيدن به آن سطح و يا بالاتر که در مورد دانش آموزان برتر کلاس و مدرسه مي تواند از سوي مسئولان روستا و در جمع مورد تشويق قرار داد که اين مورد قبلا اجرا مي شد اما متاسفانه الان ديگر مورد توجه نيست .

2) ايجاد و برگزاري کلاسهاي ورزشي مورد علاقه دانش آموزان و نوجوانان در ساير رشته ها با رايزني مسئولان شورا و علي الخصوص تربيت بدني بخش با مسئولان شهرستان و جذب مربيان متخصص؛ که هم باعث پر کردن اوقات فراغت نوجوانان و دانش آموزان مي گردد و نيز کشف استعدادها و شکوفايي آنها مي گردد .

3) خود والدين همکاري بيشتري با مربيان و مسئولان مدرسه در قالب اولياء و مربيان داشته باشند . حداقل ماهي يکبار به مدرسه فرزند خود سر زده و از اوضاع درسي و انضباطي او اطلاع حاصل کنند که با توجه به حضور بعضي از پدران در خارج از روستا لا اقل مي توان با تلفن در ارتباط بود و يا اينکه مادران پيگيري امور تحصيلي را تداوم بخشند که براي مدارس پسرانه و جو مردانه آن مي توان با هماهنگي بين مادران دانش آموزان ؛ با تعيين قرار قبلي با هم در مدرسه حضور پيدا کرده تا که شاهد هيچگونه مشکلي نباشيم.

4) حق دانش آموز است که از فضاي آموزشي استاندارد و امکانات آموزشي مورد نياز و معلمان متعهد و دلسوز و متخصص و داراي سطح علمي و عملي بالا بهره مند شوند که اين امر با بازسازي و بهسازي مدارس و جذب منابع مالي مورد نياز از هر سو چه اعتبارات دولتي و يا که مانند سابق خيرين محترم اين امر رخ داده ولي در مورد  معلمان مستلزم پيگيري مسئولان مدارس و روستا است که اين نيز محقق نمي شود مگر با در اختيار قرار دادن امکاناتي مانند سرويس رفت و آمد و از آن مهمتر ايجاد جو رقابت بين معلمين و همچنين دادن دلگرمي "مالي و معنوي" به آنها علي الخصوص معلمين و مربيان برتر.

5) از جمله حقوق اساسي و مسلم دانش آموزان دوره متوسطه اين است که بتوانند در هر شاخه و هر رشته اي اعم از :

نظري ( ادبيات و علوم انساني ، علوم تجربي ، رياضي و فيزيک) ، کار دانش و فني حرفه اي (  سايررشته ها ) بر حسب علاقه و توانايي به ادامه تحصيل مبادرت ورزد که با توجه به عدم وجود و حضور بعضي از اين شاخه ها و رشته ها و يا عدم حضور معلمين مرتبط با بعضي دروس رشته های موجود، بايد که با بسيج کليه مسئولين مرتبط با اين امر و پيگيري آن در سطح شهرستان و استان و حتي بالاتر که وزارت آموزش پرورش است مسئله پيگيري که با توجه به شناخت از مسئولين اين امر شدني مي باشد ، که همه دانش آموزان بتوانند در هر رشته اي که خواهان ادامه تحصيل هستند به کسب علم و دانش مبادرت ورزند.

و در صورت عدم موفقيت در ايجاد رشته هاي رياضي و فيزيک و همچنين تاسيس هنرستان و بومي کردن اينها ، دانش آموزان مستعد در چنين رشته هايي با کمک و حمايت مسئولين و خيرين، ترتيبي را اتخاذ نمود تا اين دانش آموزان در دبيرستانها و هنرستانها و مراکز داراي کيفيت و سطح آموزشي بالا بدون دغدغه هاي موجود مانند : خوابگاه ، وسيله اياب و ذهاب و مالي . به کسب علم بپردازند.

ب‌)   با توجه به نياز روز افزون روستا که در حال شهر شدن به پيش مي رود به افراد تحصيلکرده و بويژه قشر دانشجو در اين برهه از زمان، این عزيزان نقشي تعيين کننده بر عهده دارند اميد است که با محيا کردن محيط، شرايطي بوجود آيد تا اين دانشجويان با توجه به شرايط اجتماعي و اقتصادي کشور دغدغه غير درسی مانند : کمبود هزينه تحصيلي ، شغل آينده ، زمين و مسکن . را که باعث تحت اشعاع قرار گرفتن رسالت و وظيفه اصلي آنها که همانا درس خواندن است را نداشته باشندو يا اينکه به حداقل برسد که اين مهم را مي توان با بررسی و ارزيابي پيشنهادات زير کار را آغاز کرد:

1)  حمايت مالي و معنوي از دانشجويان رشته هاي مورد نياز و کليدي ، مانند بورسيه

2)  تأمين حداقل خوابگاه و محل اسکان براي دانشجوياني که در يک شهر بسر مي برند در جهت کاهش هزينه هاي آنها.

3)       حمايت مالي و معنوي از دانشجويان نمونه و ممتاز .

که اينها مستلزم حمايت مسئولين و خير انديشان و بانيان خير آنها دارد و در مقابل همکاري دانش آموزان و دانشجويان و اولياء آنها را طلب مي کند و همچنين در اين راه مي توان از تجربيات شهرهاي موفق استفاده نمود بطور مثال : جناح .

اميد آن است که شما مخاطبان گرامي نيز نظرات خود را در مورد موضوعات و مسائل بالا مطرح کرده تا همه با کمک هم بتوانيم شاهد آباداني و عمران روستاي خود باشيم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت 11:49  توسط یکی مثل تو  |