سخنی با شورا و مسئولین
با چند نفر از دوستان سرگرم گفتگو بوديم كه بحث جالبي عنوان شد، واقعا حيف بود بيان نشود:
با آمدن ارديبهشت 3 سال از روي كار آمدن شوراي جديد ميگذرد ولي آيا شده تا كنون يك جلسه پرسش و پاسخ با حضور مسئولين روستا برگزار شود ؟
اگر واقعا خوب فكر كنيد مي بينيد كه فقط و فقط 2 بار آنهم در يكي از آنها آنقدر بحث زمين و خانه بود كه ديگر مجالي براي هرگونه سوال و طرح نكته و نظري نماند و يكي ديگر هم كه متوجه نشدم از طرف چه كسي و يا ارگاني برگزار شد كه در آن مقرر گرديد اين جلسه هر ماهه برگزار گردد كه اگر اينچنين مي بود الان بايد شاهد 3 يا 4 جلسه از اين سلسله جلسات مي بوديم ̨ كه اينچنين نشد.
چرا شورا نبايد جلساتي در موقعيتهايي كه غالب دانشجويان و قشر جوان بنا به هر دليل كه اكثرا تعطيلات چند روزه است در روستا بسر مي برند را ترتيب دهد تا بتواند از نظرات و انتقادهاي سازنده اين گروه از جامعه نيز استفاد نمايد؟
البته در مورد دانشجويان اين نكته را مي توان بشكل ديگر نيز عنوان كرد:
چرا كميته دانشجويي كه داعيه فرهنگي و فعال بودن آن گوش فلك را كر مي كند نبايد جلساتي را ترتيب دهد كه دانشجويان روستا نشستي با مسئولين ده و بخش داشته باشند و بتوانند بصورت دو طرفه از پيشنهادات و انتقادهاي يكديگر مطلع شوند؟؟
جواب يكي از دوستان دانشجو جالب بود : آخرين جلسه كيته دانشجويي بر مي گردد به بيش از 18 ماه قبل كه . . . (بنا به دلايلي از درج بقيه نقل قول معذوريم.)
ولي همچين جلساتي چه با دانشجويان و چه با جوانان باعث انگيزه اي مي شود و جوانان متوجه می شوند كه به آنها بها داده مي شود كه متاسفانه با اتفاقاتي كه در سطح روستا بوقوع می پیوندد جوي خلاف اين واقع است. بعنوان مثال :
در جلسات كميته فرهنگي شورا غالب مدعوين از سالخوردگان ومعتمدين بوده بالاخص نزديكان اعضاي كميته و حالا اندك جواناني كه آنها هم باز خودي هستند.
يا اتفاقاتي كه براي نماينده تربيت بدني بخش افتاد و دخالتهايي كه در كار ايشان ميشد كه منجر به استعفاي ايشان شد ولي حال با گذشت نزديك به 4 ماه از آيا هيچ موقعيتي وجود نداشت تا از زحمات ايشان تقدير و تشكر كرد؟(بعقيده بنده اين بر مي گردد به روحيه مردم منطقه ما همانا غريبه نواز خود گريز)و از همه مهمتر با اعلام زیاد شدن ۵برابری بودجه تربیت بدنی بفکر بازگرداندن نماینده سخت کوش قبلی بود؟ یا حداقل نماینده دیگری که بتواند اوضاع را مدیریت کند بود؟
يا اتفاقاتي كه براي پزشك روستا افتاد كه از سوي افرادي معلوم الحال توهين و هتك حرمت صورت گرفت ̨ آيا شورا و دهياري و بخشداري و امام جمعه و مسئولين روستا و بخش بعنوان مدعي العموم نبايد وارد قضيه مي شدند؟
حتي خود مردم بايد وارد قضيه مي شدند ولي متاسفانه با وجود اين رفتارها نه جوانان دلگرم شده اند بلكه موجبات دلسردي آنان را هم فراهم كرده است.
با توجه به قرار گیری در هفته منابع طبیعی آیا نباید هر چه سریعتر فکری به حال پارک جنگلی کرد؟ پارکی که بیش از ۶سال از بقولی تاسیسش می گذرد.
نكته اي كه فكر كنم با وجود تكراري بودن ولي عنوانش خالي از لطف نيست اينكه در بروشوري كه در ارديبهشت 88 تحت عنوان «عملكرد شوراي اسلامي و دهياري» منشر شد جمله اي از قول آيت الله خامنه اي بود : {كارهايي را كه براي مردم مي كنيد را به آنها بگوييد تا مردم بدانند نظام جمهوري اسلامي براي آنها چه كرده است.} (كه اميدوارم جمله را درست نوشته باشم.) واين كار ميسر نمي شود مگر با جلسات متعدد و مستمر و رو در رو نه اينكه بعد از 2 سال با چاپ يك بروشور.
البته بنده با گفتن اين مطالب قصد زير سوال بردن عملكرد هيچ مسئول و قشر و گروهي را نداشته و ندارم و منكر كارهاي خوب و مثبت آنان نيستم و انجام هر كاري همراه با نقايص و عيبهايي است كه به عقيده من اگر رفع نشود سبب هبط عمل مي شود .
اميدوارم اگر در نوشتاري كه پيش روي شماست چيزي عنوان شده كه دوستان مي توانند آن را از طریق بخش نظرات تكميل يا تصحيح كنند يا از طريق بخش نظرات يا از طريق رايانامه (ايميل) solamoo@yahoo.com ما را در جريان قرار دهند.



